۱- از تركه كه قهرمان شنا بوده ميپرسن شما از كجا شروع كردين ميگه والا ما از زمينهاي خاكي
۲- تركه ميره خونه ميبينه بويه گاز مياد به زن و بچههاش ميگه برق و روشن نكنيد من كبريت اوردم 


۳- به تركه ميگن چرا ترك شدي ميگه والا امكانات نبود ميگن پس چرا لر نشدي
مي گه ديگه اون قدرم امكانات كم نبود
۴- تركه ميخواست از خودش عكس بگيره اما دوربين نداشته
ميره تو اتوبان همت جولوي دوربين كنترل ترافيك با سرعت ميدوه
۵- ترکه سوار خرعکس میگیره عکسو میفرسته برای مادرش میگه سلام بر ننم بالایی منم
۶- ترکه میفته تو چاله یه خر میاد درش میاره میاد بیرون میزنه پشت خر میگه خدا از برادری کمت نکنه 
۷- يه روز ترکه اسير قبيله آدم خوارها شد.
ترکه پرسيد حالا با من چی کار می کنيد؟
اونا گفتن ما آدم خواريم و الان توی اون ديگ می پزيم و می خوريمت.
ترکه گفت: چی شد؟؟حالا که بخور بخوره ما آدم شديم؟؟؟!!! 
۸- يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه 
۹- تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم ! 
۱۰- يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر! يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!
۱۱- تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
۱۲- تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم !
۱۳- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده !
۱۴- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!
۱۵- تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده، يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگهاي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، تركه با حال زار پاميشه، ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه !
۱۶- كرده تو كردستان پونزده نفرو ميكشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. ميگيرن شلوارشو درميارن، پاش استرچ ميكنند!