تبليغاتX
!

!

!!!!

جادوی نگاهت

 

 

چه می شد گر دل آشفته من به شهر چشم تو عادت نمی کرد

 

و ایکاش از نخست آن چشمهایت مرا آواره غربت نمی کرد

 

چه زیبا بود اگر مرغ نگاهت میان راز چشمان تو می ماند

 

تو می ماندی و او هم مثل یک کوچ ز باغ دیده ات هجرت نمی کرد

 

تمام سایه روشن های احساس پر از آرامش مهتابیت بود

 

ولیکن شاعر آیینه ها هم بخوبی درک این وسعت نمی کرد

 

زمانیکه تو رفتی پاکی یاس خلوص سبز گلدان را رها کرد

 

چه زیبا بود اگر از اولین گام نگاهم با دلت صحبت نمی کرد

 

تو پیش از آنکه در دل پا گذاری تمام فالهایم رنگ غم داشت

 

ولی تو آمدی و بعد از آن دل بدون چشم تو نیت نمی کرد

 

هجوم لحظه های بی قراری مرا تا عمق یک پرواز می برد

 

و جز با آسمان دیدگانت دلم با هیچ کس خاوت نمی کرد

 

نگاهم مثل یک مرغ مهاجر به دنبال حضورت کوچ می کرد

 

به غیر از انتظارت قلب من را کسی اینگونه بی طاقت نمی کرد

 

تو می ماندی کنار لحظه هایم ولی این شادمانی زود می رفت

 

وتا می خواست دل چیزی بگوید تو می رفتی و او فرصت نمی کرد

 

دلم از پشت یک تنهایی زرد نگاهش را به چشمان تو می دوخت

 

ولی قلب تو قدر یک گل سرخ مرا به کلبه اش دعوت نمی کرد

 

و حالا انتهای کوچه شعر منم با انتظاری مبهم و زرد

 

ولی ایکاش جادوی نگاهت غزلهای مرا غارت نمی کرد

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 10:13  توسط مریم  | 

یادت میاد ؟

 

 

 

 

یادت میاد چی شد که من یک دفه عاشقت شدم

بدون اینـــــــکه بذاری سوار قایقت شـــــــــدم

 

یادت میـاد نگات پر از شکایت و فاصــــله بود

امّا به جاش نگاه من صبور و پر حوصـله بود

 

یادت میــــاد وقـــتی بهت گفتم چقدر دوست دارم

گفتی ببین من فرصت این قصّـــــه ها رو ندارم

 

یادت میــــاد با این جواب خسته شدم از زندگی

تو رفتی و من موندم و یه دریا غرق تشنـــگی

 

یادت میــــــاد به چشم تو فقط یه دیوونه بودم

یا مثل یه مرغ غریب دنبــــــــال یه دونه بودم

 

یادت میـــــاد که عمر من وقف تو و پنجره بود

یه روز چشت افتاد به من این بهترین خاطره بود

 

یادت میاد مردم ما رو به همدیگه نشون دادن

جز ما تموم عاشقا از چشم مجنون افتـــــــــادن

 

یادت میـــــــــاد دل تو رو یکی یه جایی برده بود

انوقت دل من خودشو به چشــــــم تو سپرده بود

 


وقتــی بهت گفتم یه روز با من مدارا می کنــــــی

گفتی یا از اینجــا برم یا منو رسوا می کنـــــــی

 

یادت میــاد یه روز واست یه دستــه گل چیده بودم

عصر همـــون روزم تو رو با دیگــری دیده بودم

 

یادت میاد که پرسـیــــــــــدم برام تبسّم می کنـــی؟

جواب دادی معلومه نه ، چون خودتو گم می کنی

 

یادت میــاد حتـــی یه بار دلت واسه دلم نســوخت

چشات یه بار نگاهشـــــــو به چشم عاشقم ندوخت

 

یادت میــــــاد تو رویاهام قصری واست ساخته بوم

تقصیر من  بود که تو رو به خوبی نشنــاخته بودم

 

یادت میــــاد یه شب که بارون می چکید از آسمون

با التمــــاس خواستم ازت یه امشبـــو پیشم بمون

 

یادت میـــــاد  جواب تو یه خندۀ ساختــــــگی بود

شاید مقصّـــــر نبودی حرفت مال خستــــگی بود

 

یادت میــــاد گفتم یه روز مجنون مث فرشته بود

گفتــــــی رهـــا کن قصّه رو ، اینا مال گذشته بود

 

یادت میــــاد قرارمون بــــود زیر یه درخت سیب

نشون به اون نشون که ما دو آشنائیم دو غریب

 

یادت میـــــاد اون روزو که سر قرار نیومــــــدی؟

پیغام فرستـــادی برام ، که خوب تو ذق من زدی

 

یادت میــــــاد گفتی باید به دوریت عادت بکنــم

باید تو رویاهـــام به تو بازم محبــّت بکنــــــــــم

 

وقتی تفعل می زدم نیّـــــــــت من فـــال تو بود

هیچیش مال خودم نبود دلم همش مال تو بود

 

یادت میــاد که من به خاطرت چه حرفا شنیدم

تو گفتی این کارا چیـه من که هنوز نفهمیـــدم

 

یادت میاد یه شب تو خواب زیر یه بارون شدید

رفتیم یه جا با همدیگه که هیچ کسی ما رو ندید

 

یادت میــــــاد تعبیر خواب من فقط جدایـــــی بود

هر چی محبّت دیــده بودم از تو بی وفایــــــی بود

 

یادت میـــــــــاد تو رفتی و به آرزوهات رسیـــدی

به سادگـــــــی رو رویاهام یه خــطّ قرمــز کشیدی

 

اگر چه یادت نمیـــــــاد امّا می خوام دعــــات  کنم

بر نمی گـردی ولی من بازم می خــوام صدات کنم

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 10:10  توسط مریم  | 

زیر درخت آرزو

 

می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه

من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه

می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری

می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری

می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم

می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گلها ببینم

می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی

از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی

امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم

اگه که خوب در نیومد به احترامت بمیرم

امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم

برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم

امشب می خوام رو آسمون عکس چشاتو بکشم

اگر نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم

می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه

بجون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه

یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری

بدون یه خدافظی پر نزنی تنها نری

یه موقعی فکر نکنی دلم برات تنگ نمی شه

فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمی شه

اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن

آسمونای آرزو یه جرعه مهتاب ندارن

راستی دلت می یاد بری بدون من بری سفر

بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر

اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم

اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم

حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه

چهره تو یادم می یاد وقتیکه بارون می زنه

ایکاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم

شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم

ایکاش بدونی چشاتو به صد تا دنیا نمی دم

یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم

به آرزوهام می رسم وقتیکه تو پیشم باشی

اونوقت خوشبخت می شم مثل فرشته ها تو نقاشی

تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه

هوای رفتن که کنی مرگ گلای عشقمه

نگام کن و برام بگو بگو می ری یا می مونی

بگو دوسم داری یا نه مرگ گلاش شمدونی

نامه داره تموم می شه مثل تموم نامه ها

اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 10:8  توسط مریم  | 

من که ادعا نکردم

   

   نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم همه گفتن بی وفائی من که اعتنا نکردم

     عازم سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی واسه موندن تو اما به خدا دعا نکردم

     واسه تو کلی نوشتم که يه جوری مبتلا شی تقصير منه که آخر تو رو مبتلا نکردم

     توی کوچه رفاقت يه سلام جواب ندادم تو دلم توئی اونو با کسي آشنا نکردم

     می دونم دوسم نداری حتی قد يه قناری اما عاشقم هنوزم بدون اشتبا نکردم

     ما جائی قرار نداشتيم جز تو کوچه های رويا اين دفه تو اومدی من به قرار وفا نکردم

     زير دين ناز چشمات عمريه دارم می سوزم تا خاکستری نشه دل دينمو ادا نکردم

     اومدن واسه نصيحت به بهانه يه صحبت عمرشون کلی تلف شد چون تو رو رها نکردم

     راه آسمون که بسته است گر چه قلبامون شکسته است تا به حال انقد خدا رو اينجوری صدا نکردم

     تو منو گذاشتی رفتی خواستی من ديوونه تر شم باورت نمی شه شايد آخه جون فدا نکردم

     نامه های عاشقونه با نشونه بی نشونه آخه از کسای دیگه است پس اونا رو وا نکردم

     يادته عکستو دادی بذارم تو قاب قلبم بعد از اون روز ديگه هرگز به کسی نگا نکردم

     تو از اون روزی که رفتی نه که رفتی که ببينی تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نکردم

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/28ساعت 10:2  توسط مریم  | 

13 خط برای زندگی بهتر / گابریل گارسیا مارکز ( نویسنده معروف کلمبیایی )

یک
دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم

دو
هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود

سه
اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجود دوست ندارد

چهار
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد و قلب تو را لمس کند

پنج
بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

شش
هرگز لبخند را ترک نکن ، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو شود.

هفت
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی

هشت
هرگز وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران

نه
شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی

ده
به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

یازده
همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی

دوازده
خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد

سیزده
زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری 


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 8:46  توسط مریم  | 

رویای من از عشق

 

در رویاهایم فردی را تصور می کردم؛ باهوش ، خوش قیافه،

   حساس، قوی ، عاقل

   کسی که کامل بود.

   کسی که با عشق بر من غلبه کند.

   تا زمانی که رویاها فقط آرزو بودند، من انتظاری جدی نداشتم

   تا فردی  را با همه این خصوصیات برجسته پیدا کنم.

   اما ناگهان تو را دیدم ، و نه تنها رویاهایم را به حقیقت پیوند دادی

 

   بلکه خارق العاده تر از رویاهایم بودی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 8:45  توسط مریم  | 

پس کی میای ؟

 دلم می خواد بغلت کنم

         دلم می خواد ببوسمت

               دلم می خواد سرمو بزارم روی شونت

                   

دلم می خواد بوی بدنت رو احساس کنم

      دلم می خواد سرم رو بزارم روی سینت تاآروم بگیرم

          

چشمم به در خوش شد

پس کی میای.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 8:40  توسط مریم  | 

رفتی نموندی

 

 

 

 

رفتی نموندی بیوفا
انگار اثر نداشت دعا
قلب منو شکستیو
غصه نخور فدای سرت
گفتی که چاره سفره
گفتی دعا بی اثره
نگاهم هر روز به دره
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام

آغوش تو برای من
انگار دیگه جا نداره
دوستم نداری میدونم
این دیگه اما نداره
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
دلت دیگه از شیشه نیست
چشمات مثل همیشه نیست
تو گل نمیریزی به پام
دیگه نمیمیری برام
شبای تاریک و سیاه ماهو صدا نمیکنی
قفل سکوتو دیگه با معجزه باز نمیکنی
رفتی نموندی بیوفا
تنهایی سخته به خدا
باز زیر قولت زدیا
غصه نخور فدای سرت
گفتی نه هال رفتنی
نه اهل دل شکستنی
دلی نمونده بشکنی
غصه نخور فدای سرت
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی
فدای سرت اگه من خیلی تنهام
فدای سرت اگه گریونه چشمام
فدای سرت اگه دلمو شکستی
میگن عاشق یکی دیگه هستی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 8:35  توسط مریم  | 

تو با منی

تو با منی  هر جا برم مهره تو بند جونمه

عشقت نمیره از سرم ، تو پوست و استخونمه

یه دم اگه نبینمت یه دنیا دل تنگت میشم

نگاه دریایه تو آبیه روی آتیشم

واست دلم و واست تنم و واست تمام زندگیم

از تو دوباره من شدم با تو تمام شد خستگیم

نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه

هم نفس قسمت من دوست  دارم يه عالمه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/08/26ساعت 8:30  توسط مریم  | 

به او بگویید دوستش دارم

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر از صداي بال پروانه ها      

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق

به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد

فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند

پس بذار بدونه هيچ شرمي بگويم دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/22ساعت 8:53  توسط مریم  | 

همه زندگیم

پرسیدم: منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو ؟

گفت: تو رو

پرسید: تو چی ؟ منو بیشتر دوست داری یا زندگی رو؟

گفتم: زندگی رو

قهر کرد و رفت برای همیشه ... دیگه بر نگشت ...

آخه نمی دونست اون همه ی زندگیم بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/22ساعت 8:49  توسط مریم  |