تبليغاتX
! -

!

!!!!

 
ديگر نمي توانم بالهاي پرنده دلم را بشكنم
تا مانع از پروازش به سوي تو شوم
ديگر نمي توانم غنچه اي را كه با هزاران اميد
در باغ دلم روييده زير خاكستر نيمه افروخته جانم مدفون كنم
ديگر نمي توانم آرزوهايم را همراه با بادهاي پاييزي به دست فراموشي بسپارم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/10ساعت 12:49  توسط مریم  |